
زندگینامه مرحوم محمد امینی منتشره در روزنامه رسالت- هشتم تیرماه سال 1373در سال 1342 پسری پا به عرصه وجود گذاشت که پدر روحانی او مرحوم حجت الاسلام یزدان امینی نام آن کودک را محمد نهاد. پدر محمد که خود ...
ادامه مطلب
×محمد صادق امینی پینوندی؛متولد 1345.×آن ژام و تراش و زنش و پایین آوند // از عهد گذشته گان دهد بر ما پند//دنیای دنی عالم فانی باشد// بر عالم فانی نتوان شد خورسند//آنان که به دنیای دنی مغرورند// بی شک زخداوند و حقیقت دورند//با دیدن مرگ دگران در هر روز// بیدار نگردند، ز غفلت کورندپینوند یا پایین وند نام روستایی است در طرف شمال شرقی فیروزکوه( فیر...
ادامه مطلب
بی مادر بی مادرم امروز نشسته بر تنهای سردِ دل.... چون نوزادی رها در گوشه سرد خیابان.... آهِ سرگردانی دارم سرگردان... . 16/12/1395 ...
ادامه مطلب
سلام بر بهار از یاد می برم خیال ِزردِ شکسته ام را در خواب های رفته ی زمستانی؛ و امروز در آغازِ بیدارِ بهار به شکوفه ها سلامی می کنم و باز می سرایم این غزلِ بی غزالِ زندگی را. 95/12/25 ...
ادامه مطلب
زنده باد زندگی! قبرستان هم در بهار زیبا می شود وقتی که زندگی زنده می شود در خیالم؛ با اشکی بر رفتگانم مزار دلم را تر می کنم.... اول فروردین 1396 ...
ادامه مطلب
شکار و مردار وقتی نوشتن را با پرسه در جنگل خیال تازه می کنم بوی وحشی باروت در مشامم می پیچد و انگار طعم شکار در دهانم تازه می شود ***************************** دوباره می بینم بچه ها –بچه های تنبل و ولگرد- باز از خیال جنگل می آیند باخنده های موذی و مستعار در چشمشانشغال کبودی است و دهانشان بویرجز های متلاشیمی دهد: ما گوشت خورده ایم!!!! سید حسن حسینی...
ادامه مطلب
تقسیم عادلانه بیت المال ابن ابی الحدید، در شرح خطبه نود نهج البلاغه که معروف به اشباح شده و پس از مرگ عثمان، ایراد شده است می نویسد: علی علیه السلام پس از تعریف و تمجید برخی از یاران، بر منبر رفت. ضمن بیان مطالبی از گذشته، گفت:«مبادا، گروهی از شما که دنیا، آنان را در بر گرفته و برای خود، زمین و املاک فراوانی فراهم ساخته، و بر اسب های راهوار، سوار، و کنیزکان زیبا و خوشرو را، به خدمت گرفته اند، اگر آنان را، به حقوق خودشان، بازگردانم (کنایه از گرفتن بیت المال) ناراحت و ناخشنود گردند!».سپس حضرت خطاب به مردم می گوید:چون فردا، فرا رسد، صبح زود، پیش من آیید که ن...
ادامه مطلب
بی تو! بی توام؛ بی تو چندی ست دلم آشفته نگران نه نگاهی نه کلامی نه ردّی از تو و نه آن پای بودنت بر سرای دلم در نبودنت ای جان! برای شعر ختم می گیرم. 95/5/10...
ادامه مطلب
برادرم سرشار از مطالعه بود و اندیشه؛ می خواند و می خواند و می خواند و آنقدر که خواست و توانست، نوشت. گنج نگاه او همیشه زیر سر من است.بیش از بیست و دوسال پیش، برادرم در سن 29 سالگی از دنیا رفت. من اینک در آستانه پنجاه سالگی ام. با این سطرها،لحظاتی خیالم را آرام کرده ام. بی او چگونه بسرایم حالِ این لحظه را لحظه ی سوزِ دلتنگی با خیالی خسته، امروز خیالم بوی او دارد و گمشده ام را در لباس او می بینم، نگاهم به دیروز بی او دوراز او، با این همه دوری چقدر نزدیک شده ام به دیروزی که نیست دیروزِ با برادر، امروز همه بهانه ام بهانه برادر، او را در خویش...
ادامه مطلب