خرید بک لینک

برادرم سرشار از مطالعه بود و اندیشه؛ می خواند و می خواند و می خواند و آنقدر که خواست و توانست، نوشت. گنج نگاه او همیشه زیر سر من است. بیش از بیست و دوسال پیش، برادرم در سن 29 سالگی از دنیا رفت. من اینک در آستانه پنجاه سالگی ام. با این سطرها،لحظاتی خیالم را آرام کرده ام.

بی او

چگونه بسرایم

حالِ این لحظه را

لحظه ی سوزِ دلتنگی

با خیالی خسته،

امروز خیالم بوی او دارد

و گمشده ام را در لباس او می بینم،

نگاهم به دیروز

بی او

دوراز او،

با این همه دوری

چقدر نزدیک شده ام

به دیروزی که نیست

دیروزِ با برادر،

امروز همه بهانه ام

بهانه برادر،

او را در خویش ویران می کنم

و خویش را در او

آواره خیال می شوم

و این لحظه ی فسرده را می نگارم،

امروز کلمات در من جانی دیگر دارند

جانِ برادر،

نگاهم را به کتاب ها می دوزم

و با چشم او می خوانم

این صفحه تلخ زندگی را،

هوایی ام امروز

هوای آدم های فراموش شده

قدیمی

ساده

بی خانه

همزاد کوه

ییلاقی،

در ییلاق گذشته سیر می کنم

هوای ییلاق سرم را خلوت می کند،

بی قرار در حسرت آنم

که کولبارش بر من سخت آوار شده است

کولبار آه!

من امروز همه آهم

آتشم

و سیگار می کشم

به یاد برادر،

مرا بی او چه خیالی ست

چه نشانی ست

و من بی او

چگونه در کنار تنهایی بمانم

زندگی کنم!

رهایم کن زندگی!

وقتی که برادرم نیست

ببر مرا از این شهر

به جایی که زندگی نیست

بی تو می توانم

بی او نمی توانم

بگذر از من زندگی!

21/5/95

برچسب: بی او و,بی او,بی او تی,بی اورزه,بی اولادی,بی او دی چیست,بی او و i8,بی او دی,بی او و x4,بي او ام, نویسنده: یگانه یوسفی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 7:56

صفحه بندی